- ویلایی ها [منیر قیدی-1396] *
- وارونگی [بهنام بهزادی-1395] **1/2
- خانه دختــر [شـهرام شاه حسینی-1395] ***1/2
- نگـــار [رامبد جوان-1396] **
- مـاهی و گــربه [شـهرام مـکری-1394] **
- کفشهایم کـــو؟ [کیومرث پوراحمد-1395] 0
- اژدها وارد می شود [مانی حقیقی-1395] *1/2
- چهارشنبه [سـروش محمد زاده-1395] *
- امــکان مـینا [کمال تبریزی-1395] *
- نفس [نرگــس آبــیار-1395] 1/2

دژاووهاي دروغين«ماهي و گربه» فيلم سردرگمي است. انقدر سر به هوا كه حتي از ياد مي برد ادعاي بزرگ معنايي اش را. اينكه زمان يك دايره است!!! و گريزي از اين دايره نيست.كه اگر حواسش به آن جمع بود بايد در پايان به نقطه اول باز مي گشت و دايره را تمام مي كرد. متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
کدام کفش؟"کفشهایم کو؟" فيلمي آبكي است، شل و ول و بي رمق. هم در نمايش آلزايمر و هم در خلق رمانس. تصوير آلزايمر در فيلم در مقابل فيلمي مثل "هنوز آليس" بيشتر شبيه يك شوخي است. و البته بازي لوس رضا كيانيان بيشتر به خلق و خوي يك كودك بهانه گير مي ماند تا متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
این حماقت بی پایان ما ....در جایی از فیلم مانی حقیقی پس از شرح ماجرای پیدا کردن محتویات جعبه ای قدیمی متعلق به پدربزرگش، ابراهیم گلستان، رو به دوربین می گوید: «با خودم گفتم، این فیلمو باید ساخت». در واقع «اژدها وارد می شود» ثمره همین هیجان آنی پس از متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
دعواهای دم دری«چهارشنبه» يك فيلم دم دري است، حداكثر تا درون حياط مي رود و كنار حوض دست و رويي تازه مي كند، اما به داخل نمي رود.آنچه در چهارشنبه بيش از هر چيز جلوه مي كند تلاش فيلمساز براي به حداقل رساندن هزينه توليد آن است. تعداد بازيگران، محدوديت ل متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
چریک های پلاستیکی«امكان مينا» فيلم هدر رفته اي است، تا نيمه منطقي پيش مي رود اما از آن به بعد منطق را رها و مسير احساس و عشق و فداكاري و خلاصه هر چيز كه به آبكي شدن فيلم كمك مي كند را پيش مي گيرد، و حسابي آب مي اندازد. و اين شايد يك دليل دارد، فيلمس متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
خاطرات مبهمنفس فيلم بلاتكليفي است. تصويري گنگ و پراكنده در ذهن فيلمساز كه روياي عينيت بخشيدن به آنرا داشته. از اين رو آنچه ميبينيم شبيه يك فيلم نيست بلكه كولاژي از خاطرات گرد و خاك گرفته فيلمساز از روزگار گذشته است. درست مثل يك كليپ. نفس همين است. ي متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
شهر هرت
من از منيت مي آيد. يعني منم كه مي دانم، منم كه راه را بلدم، چاه را مي شناسم. منم كه اين كار را مي كنم و بسيار از اين منم هاي ديگر... هركس نمي تواند من باشد، يا من بودن كار هر كسي نيست.>"من" در كلوزآپ تصوير (و نه قصه) شهري به هم ريخته اس متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
تنهايي هاي ابدي/span>>/>>/>>/>مرگ ماهي يك بهانه است. بهانه اي براي جمع شدن دوباره يك اجتماع هم خون اما ناهمگون، پس از مدتها./span>>/>>/>>/>مرگ ماهي يك درنگ است. درنگي براي يادآوري گذشته. هر چند تلخ و بي خاط متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...
خشت خاممتولد ٦٥ فيلم درستي است اما خام و نابالغ. و شايد ترسو و بي جرأت!. هوشمندانه به سوژه تازه اش وارد مي شود و تنش مي آفريند و تا جايي موفق به تشديد آن مي شود اما يكباره از نفس مي افتد و در نيمه راه مي ماند. دليلش ابتر بودن فيلمنامه و بلاتكليفي آن متولد 65 [مجید توکلی-1395] *1/2...